حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2453
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
تيرداد را بلند كرد . بنابراين ميتوان گفت وقتى كه تيرداد اسما حكومت روم را شناخت ، در واقع امر دولت روم ارمنستانرا از دست داد و آن بپارتيها تعلّق يافت » . قضاوتى ، كه راولينسن كرده صحيح است . واقعا روميها مسئلهء ارمنستان را از حيث ماهيّت بنفع پارتيها حلّ كردند و از حيث صورت بنفع خودشان . جهت معلوم است ، اوّلا ، چنان كه بالاتر گذشت ، روميها از عهدهء پارتيها باستثناى مواردى ، كه جنگهاى داخلى در خانواده اشكانى بود ، برنميآمدند . ثانيا در اين زمان دولت روم قيصرى مانند نرون داشت ، كه از قياصرهء بد روم در تاريخ شناخته شده است و هميشه در زمان زمامدارانى نالايق براى فريب دادن مردم و باشتباه انداختن افكار عامّه بتظاهرات و صورت سازيها بيشتر ميپردازند ، تا بماهيّت مسائل . نرون هم از اين قاعده مستثنى نبود . اين نظر را نطق تيرداد ، كه البتّه بتقاضاى روميها و با نظر آنها انشاء شده بود ، به خوبى مىرساند . كلماتى مانند خدا و بنده و پرستيدن و غيره همه لفّاظى و خودنمائى است . چه خدائى كه سه هزار سوار مسلّح پارتى دو ثلث مملكتش را ميپيمايد و چه بندهاى ، كه بقدرت برادرش بلاش تكيه داده و تيگران دستنشانده اين خدا را از تخت به زير كشيده و رانده است . اين است حقيقت امر و بنابراين بايد از روى انصاف گفت ، كه جنگهاى بلاش با روم بفتح او خاتمه يافت . وقايع ديگر سلطنت بلاش اوّل وقايع منازعه بلاش اوّل با روم مهمترين قضاياى سلطنت بلاش اوّل بود . از اين جهت و از جهت تقدّم تاريخ قضاياى مذكور ، ذكر كيفيّات اين مخاصمه را مقدّم داشتيم ، ولى چنان كه از نوشتههاى مورّخين و نويسندگان رومى ديده مىشود وقايع ديگر هم در سلطنت بلاش رويداده . بدوا بايد گفت ، كه انعقاد قرارداد ايران و روم راجع بارمنستان ، روابط حسنه فيما بين دو دولتى ، كه حكمرانى عالم آن روز را بدست داشتند ، برقرار كرد و اين صلح و مسالمت بين دولتين تقريبا پنجاه سال به طول انجاميد ، زيرا قرارداد مذكور